الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

91

الغدير ( فارسى )

كارها مىخواهم رضاى خدا و آمرزش او را به دست آورم . عبد اللّه به او گفت : اين شترت را با پالان و كجاوه‌اش به من بده تا در عوض من همهء گناهانت را به عهده گيرم . عثمان پذيرفت و شترش را به او بخشيد و بر تعهدش شهادت گذارند و دست از صدقه و انفاق بازگرفت . در اين هنگام ، خداى متعال آن آيات را فرو فرستاد . در نتيجه ، عثمان به شيوهء نخستين باز آمد و بهتر و نيكوتر از پيش انفاق كرد . اين مطلب را عده‌اى از مفسّران آورده‌اند ، و در تفسير نيشابورى آمده كه معنى رو بر گردانيد ، اين است كه در نبرد احد موضعى را كه برايش تعيين شده بود ، رها كرد . « 1 » از عبد اللّه بن ابى سرح - كسى كه طرز تفكّر و كردارش در دورهء كفر و بعد از مسلمانىاش و در دورهء رجعت به كفرش و آن هنگام كه جزو حواشى عثمان شد ، يكسان بود - اين حرف سخيف و مسخره كه با هيچ‌يك از قوانين و اصول عدل و انصاف نمىسازد ، بعيد نيست و چندان شگفتى نمىآورد ، تعجّب‌آور اين است كه عثمان حرف خرافى و پوچ او را مىپذيرد و شتر و پلانش را به او مىبخشد تا در عوض ، او بار گناهانش را به‌دوش كشد ، با اينكه خدا مىفرمايد : هيچ‌كس بار گناه ديگرى را بدوش نمىكشد « 2 » و بر تعهّد او شهادت مىگذراند و دست از انفاق و صدقه بازمىكشد و مىپندارد آنچه آن كافر منش از روى استهزاء مىگويد ، شدنى است و براستى تعهّدش در آخرت پذيرفته مىشود . پندارى دستگاه حساب و دادرسى رستاخيز به دست پسر ابى سرح سپرده شده است و او از آنچه در آخرت و در دادگاه عدل الهى مىگذرد ، از پيش خبر دارد و براساس همين اطلاع به عثمان خبر مىدهد كه گناهانش با اين مبادله و معامله از بين خواهد رفت و قلم بطلان بر آن كشيده خواهد شد ، يا پندارى عثمان خودش علم غيب دارد و عاقبت كار و تحقق آن مبادله و معامله را مىبيند و مىداند كه

--> ( 1 ) . رك : اسباب النزول ، واحدى 298 ؛ تفسير قرطبى : 17 / 111 ؛ كشاف زمخشرى : 3 / 146 ؛ تفسير نيشابورى در حاشيهء تفسير طبرى : 27 / 50 ؛ تفسير شربينى : 4 / 128 . ( 2 ) . سوره‌هاى انعام 6 / 64 ، اسراء 17 / 15 ، فاطر 35 / 18 و زمر 39 / 7 .